تبلیغات
بوی سگ
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تکرار نمی شود

             تکرار نمی شود

                       تکرار نمی شود

.................

من دیوانه شده ام یا تو داغی ..از تب تکراری ام هم که بگذرم بوی تو می آید ..با ور کن دروغ تو کارم نیست تو که می دانی.. تکرار نمی شود هیچ ...یادم می آید من تل بزرگ خوابی بودم که بر سرت آوار شد ..من حتی صدا نزدم نخواب ..آخه چقدر ..نه ..من داد نزدم ..یادت هست..این دیوانه بازی کار آتشی بود که ما زیر سقف نیمه ی یک آوار ساختیم..تب بالا نزده و زده زیر آسمان با من خوابیدی . ماه کامل بود ... من قصه نمی گویم هی رم نکن ..هر چند مثل قصه بود   و       بعد ....منظری که من از آغوش تو می بینم.....................

وای وای از شعله ای که روی دست من افتاد ...های قصه نگو نه قصه نگو ..بگذار خمار که شدم بانوی هزار ویک شبت می شوم ...هنوز صبوری؟



نوشته شده توسط :سپید
دوشنبه 30 بهمن 1385-06:02 ق.ظ